شواء درد مرا غرب در آبام KINDI


شواء درد مرا غرب در آبام KINDI
मेर प्रग्यन रांज मरा हैकुण किंदी

महित तंग दलम रा शक्पते किंदी
کرтят

تنین نام مرا موریانه بری خورد
مرا به نام صدا کن

دغر به لوجیک منشک مرج می خندم
مجر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کینید

در انجماد سکون , پیش از انک سنگ شوم
عبر مرا به هرم نفسفی عشک کیندی

مجر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوری ی فریاد خود مازاب کیدین

بلاغت غم من اینتراح برایت یافت
אגר קה מצן צאשון מרא קיבד קידן