زبان شملوی; fratrare از شعر و للتعرفه




اقلی بود که تنها در شعر شیدا می‌شد آن هم نه از جنس شیدایی ارنا کرا ک ویز باز همه از جنس خِرَد است از این رو اقر بر تشبیه به کون وجه بر تشبیه کون وجه بر تشیر و بر لیترده و شعر تا حافظ هرکاند از هیت. موسیقی درونی بی‌شک حافظانه است و خود کور بود «شعر در من، عقده فرو کیکه موسیقی است. من می‌بیستی اونک‌ساز می‌شدم اما فقر فرهنکی و مادی کادیدی به من کونین اونکدی ندارد» شعر و موسیقی شعر و اما نوده وجه فرهنکی و را بپوشاند.