رژیم لاغری سریع

برقراری اولین تماس: با این همه اطلاعات چه باید کرد! قسمت چهارم


در چند پست قبلی در مورد اینکه با تمام این اطلاعات ارزیابی چه باید کرد، من در مورد ایجاد فرمولی برای راهنمایی درمان و کمی در مورد اینکه چگونه تیم ها می توانند با یکدیگر برای ایجاد یک فرمول همکاری کنند صحبت کرده ام. این پست کمی متفاوت است زیرا من می خواهم بحث را حول هدف نهایی درمان تنظیم کنم.

من معمولاً با افرادی کار می کنم که درد طولانی مدتی دارند که تغییر چندانی نمی کند و به نظر نمی رسد از بین برود. من یک نیهیلیست نیستم، اما نمی‌دانم که آیا پزشکان اینقدر تلاش می‌کنند که «درد را تغییر دهند» در حالی که به نظر می‌رسد بدن در مورد دردهای اسکلتی-عضلانی به همه چیزهایی که داریم واکنش نشان نمی‌دهد! شاید تنها کاری که می کنیم حمایت از فرد باشد در حالی که بدن او وظیفه تثبیت را بر عهده می گیرد؟

به هر حال، تمرکز من بر این است که به مردم کمک کنم به چیزی که زندگی به آنها می‌دهد واکنش انعطاف‌پذیری نشان دهند – زیرا در حالی که درد یکی از بزرگ‌ترین مشکلات مردم است، اغلب درد آن‌طور نیست، بلکه این است که ما برای جلوگیری یا کنترل درد چه می‌کنیم – یا در این مورد، ما این کار را برای جلوگیری یا کنترل عواقب اجتناب یا کنترل درد انجام می دهیم. کم رو؟ اجازه دهید با یک مثال آن را کمی تفکیک کنم.

زمانی که در سال ۲۰۰۷ این وبلاگ را راه اندازی کردم، ضربه مغزی داشتم و سندرم پس از ضربه مغزی داشتم. تمرکز، یافتن کلمات، به خاطر سپردن چیزها، تغییر توجه از یک چیز به چیز دیگر و مقابله با اضافه بار حسی برایم بسیار دشوار بود. توصیه کردم استراحت کنم و بگذارم ذهنم به موقع بهبود یابد – همه چیز خوب است. اما انتظار نداشتم بهبودی نزدیک به دو سال طول بکشد! بنابراین بعد از دو هفته به کار پاره وقت برگشتم. در ذهنم خستگی/سردرد/مشکل تمرکز در برابر نیازم برای بازگشت به کار، راضی نگه داشتن کارفرما و انجام کارهای مهم را متعادل می‌کردم.

اگر این درایو را روی سرش بچرخانم، می‌خواهم هم علائمم و هم ترس/احساس شکست و احتمالاً از دست دادن شغلم/ترس از نشستن و انجام هیچ کاری/ترس از احساس بی‌فایده بودن را کنترل کنم. بالاخره من به خاطر خدماتی که در آن کار می کردم، متخصص توانبخشی شغلی بودم!

با تلاش برای کنترل ترسم از انجام ندادن این کار، یک سری مشکلات برای خودم ایجاد کردم – نتوانستم علائمم را کنترل کنم – آنها از کنترل خارج شدند و در نهایت مجبور شدم مدتی از کار خود را مرخصی بگیرم، واقعاً افسرده شدم و دقیقاً به همان چیزی رسیدید که امیدوارم از آن اجتناب کنید – مجبور باشید در خانه بمانید و هیچ کاری نکنید!

وقتی به ACT (درمان پذیرش و تعهد) برای مقابله با درد فکر می کنیم، اغلب به شخصی فکر می کنیم که سخت تلاش می کند تا درد را کنترل یا اجتناب کند و تمرکز ما بر این است که به او کمک کنیم تا جایی برای درد ایجاد کند و شروع کند. یک شغل چیزها – و با این حال، من افراد زیادی را ملاقات کرده ام که در یک چرخه معیوب از کار زیاد و کم کاری قرار گرفته اند، یا با دندان های جدی و عزم محض خود با آن “کنار” می آیند! بنابراین یکی از چیزهایی که می‌توانیم در “اولین تماس” خود به دنبال آن باشیم این است که تعیین کنیم روش‌هایی که یک فرد با این دوره از زندگی خود، زمانی که با درد مواجه می‌شود، چقدر کارآمد است. و محدودیت های زندگی، استرس، ایجاد تعادل بین اولویت ها، کار، خانواده و غیره.

ACT مجموعه‌ای از شش فرآیند را ارائه می‌کند که با هم راهی برای انعطاف‌پذیری در مورد نحوه رسیدگی به هر چیزی که زندگی به سرمان می‌آورد ارائه می‌کند و به ما کمک می‌کند آنچه را که در زندگی‌مان مهم است انجام دهیم. در فرمول ACT، ما به دنبال الگوهای غیر مفیدی هستیم که انعطاف پذیری ما را برای انجام کارهای مهم محدود می کند. برخی از الگوهایی که ممکن است ببینیم می تواند این باشد:

  1. عدم تمایل به توقف و ایجاد فضایی برای درد بنابراین فرد تصادف می‌کند و طوری رفتار می‌کند که انگار هیچ دردی ندارد، سعی می‌کند همه چیز را به همان روش معمول انجام دهد، اما یا احساس خستگی و استرس می‌کند و فقط به درون می‌چسبد، یا دوره‌های کوتاه «عادی» و تصادف‌های دوره‌ای را انجام می‌دهد.
  2. افتادن در باورهای سفت و سخت درباره آنچه اتفاق می افتد مانند فکر کردن به درد باید شما می توانید به سرعت آن را برطرف کنید، وگرنه درد وحشتناک ترین فاجعه است و همه چیز در مورد زندگی باید تا زمانی که رفع شود باید کنار گذاشته شود.
  3. آنچه را که در حال حاضر می تواند انجام دهد را با سطح قبلی عملکرد مقایسه کنید احساس ناامیدی و عصبانیت می کنند زیرا با دیدی که آنها از خودشان می بینند مطابقت ندارد، به خصوص اینکه فکر می کنند شما برای همیشه اینگونه خواهید بود…
  4. حذف موارد مهم مانند بودن در کنار خانواده، دیدن دوستان به دلیل ناراحتی، غمگینی، فکر کردن به اینکه نمی خواهند آنها را اینطور ببینند، ناتوانی در انجام کارهایی که قبلا انجام می دادند، انتظار برای از بین رفتن درد یا جستجوی آنها. ثابت.
  5. پیش بینی بلا یا به یاد آوردن بلایا یا برای «آخرین باری که سعی کردم این کار را انجام دهم» یا «چون دیدم این اتفاق افتاده است [name]سپس احساس می کنم کاملاً گیر کرده ام.
  6. بی نظمی یا فقط پایبند نبودن به یک برنامه، از مسیر خارج شدن شاید به این دلیل که نتایج اتفاق نمی افتد، یا شاید به این دلیل که چیز جدیدی است و احساس ناآشنا بودن می کند، یا شاید به این دلیل که شخص دیگری گزینه دیگری را پیشنهاد کرده است…

همیشه راه‌های دیگری وجود دارد که مردم به درد پاسخ می‌دهند، نه فقط الگوهایی که در اینجا ذکر می‌کنم، بلکه اینها برخی از موارد رایجی هستند که من دیده‌ام. در ACT، ما به دنبال الگوهای غیرعملی هستیم که باعث نمی شود فرد آن گونه که می خواهد باشد، و کارهایی را انجام می دهد که به زندگی او معنا می بخشد.

وقتی این چیزها را یادداشت می کنم، مشتاقانه منتظر هستم که در مورد آنها یاد بگیرم چیزهای اساسی که انسان نمی خواهد تجربه کند: افکار، احساسات، خاطرات، موقعیت ها. من می خواهم بدانم انسان برای جلوگیری از آن چه می کند؟ -مثل چیزهایی که فرد عمداً متوقف کرده یا از آنها اجتناب کرده است، روش هایی که در آن شخص از احساسات مرتبط با آن چیز اجتناب می کند یا آن ها را کنترل می کند (مانند نوشیدن بیشتر الکل، منطقه بندی کردن، انتقادپذیر بودن)، و آنچه در طول ارزیابی اولیه خود مشاهده کردیم. به عنوان پرش از موضوعاتی که احساس ناراحتی می کنند.

من می خواهم درک هزینه یا “عدم عملکرد” از دیدگاه شخص: پاسخ دادن به این راه ها چه تأثیری دارد. من می خواهم بدانم اتفاقی که در زمینه یک فرد می افتد – زندگی خانوادگی، وضعیت شغلی، نفوذ مدیر پرونده یا بیمه / غرامت، دوستی ها. و من می خواهم به عواملی که ممکن است باشند نگاهی بیاندازم علاوه بر پاسخ های غیر قابل انعطاف فرد، که بی شمار هستند و اغلب شامل کارهایی می شوند که ما به عنوان پزشک انجام می دهیم – مانند اینکه به ما می گویند از انجام یک سرگرمی مورد علاقه خودداری کنید “زیرا ممکن است مضر باشد” (تعداد افراد مبتلا به کمردرد که به آنها گفته شده است که دویدن را متوقف کنند، شکار را متوقف کنند، رقصیدن را متوقف کنند، دست بردارید. در مورد بلند کردن، نشستن به روشی خاص، راه رفتن به روشی خاص، بلند کردن راه خاصی، توقف دراز کشیدن، تندتر راه رفتن، آهسته تر…؟). و البته من می خواهم قدرت یک فرد را درک کنم: آیا قبلا هم چنین تجربه ای داشته اند؟ آیا آنها ارزش های قوی دارند؟ آیا آنها در برخی زمینه های زندگی موفق بوده اند؟ چه چیزی آنها را خوشحال می کند و آنها را به منطقه می برد؟ چگونه روش انجام کارها را اصلاح کردند تا بتوانند کارهای مهم را انجام دهند؟

من دوست دارم این کار را با همکاری آن شخص انجام دهم (وگرنه چگونه این کار را انجام می‌دهم؟!) و در هر کاری که انجام می‌دهند همراه با زمینه، به خوبی و نه چندان خوب نگاه کنم. زیرا تنها چیزی که همیشه در من طنین انداز است همین است مردم کاری را که انجام می دهند انجام می دهند زیرا در گذشته کارساز بوده است. همیشه. حد اقل یک بار.

برای اطلاعات بیشتر در مورد ACT، نمی‌توانید انجمن علوم رفتاری زمینه‌ای را دور بزنید – https://contextualscience.org/

و فصل دوم از ذهن آگاهی و پذیرش لنس مک کراکن در پزشکی رفتاری، ۲۰۱۱، Context Press، New Harbinger:

فاولز، کی ای، و تامپسون، ام (۲۰۱۱). درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای درد مزمنصص ۳۱-۶۰.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر